محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6357
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بودند به او داد . سليمان بن وهب و احمد بن محمد بن ثوابه و كسانى ديگر از دبيران در ميان جمع بودند . وقتى نامه را بر آنها بخواندند ، ابو القاسم گفت كه نامه اى از قوم براى امير مؤمنان به همراه دارد و به آنها نداد . پس همگى برنشستند و سوى مهتدى رفتند و وى را ديدند كه در آفتاب بر نمدى نشسته بود ، نماز مقرر را كرده بود و همه ابزار طرب و سرگرمى و سبكسرى را كه در قصر بود شكسته بود . نامه را به دو رسانيدند و دير مدت خلوت كردند ، آنگاه مهتدى به سليمان بن وهب گفت كه در بارهء آنچه خواسته بودند نامه هايى انشاء كند در پنج رقعه كه مهتدى آن را ضمن مكتوبى نهاد به خط خويش و به برادر خويش داد . سرداران نيز جواب نامهء آنها را نوشتند و به يار موسى دادند . ابو القاسم به وقت مغرب به نزد آنها شد و از جانب مهتدى سلامشان گفت و نامه اى را بر آنها خواند كه چنين بود : ( 449 « به نام خداى رحمان رحيم ، « خدا ما و شما را توفيق اطاعت و موجبات رضاى خويش دهد . نامهء شما را كه خدايتان محفوظ دارد ، فهم كردم . پنج دستخط را به ترتيبى كه خواسته بوديد به نزد شما فرستادم ، يكى را بر گماريد كه آن را در ديوانها به عمل نهد ، ان شاء الله . اما آنچه خواسته بوديد كه كارتان را به يكى از برادرانم سپارم كه خبرهاى شما را به من برساند و مرا از نيازهايتان مطلع كند ، به خدا خوش دارم اين را به خويشتن بجويم و از همه كارتان و هر چه مصلحت در آن هست مطلع شوم . كسى را كه خواسته بوديد از برادرانم يا ديگران ، براى شما برمىگزينم ، ان شاء الله . نيازهاى خويش را با هر چه مىدانيد مصلحت شما در آن هست به من بنويسيد و من چنان مىكنم كه خوش داريد ، انشاء الله . خدا ما و شما را توفيق اطاعت و موجبات رضاى خويش دهد . » فرستادهء موسى نيز نامهء موسى و ياران وى را رسانيد كه چنين بود : « به نام خداى رحمان رحيم ،